تبليغاتX
گستره خیال

/**/ ارتباط

آســــــــمانی روشن از نور خــــدا دارد دل ام

گلبــــنی از رویش ســــبز دعــــــا دارد دل ام

سرخوس ازجام می عشق است ومست ازدوستی

رمــــــــــز و رازی با حریم کبــریا دارد دل ام

دور از ابر گنـــــــاه و دور از آلــــــــــــودگی

آســـــــــمانی آبی و بی انتـــــــــــــها دارد دل ام

مهـــــــــربان و با صفا و با گذشت و عاشق است

راه و رســـــم و شـــــیوه ی اهل وفا دارد دل ام

می رود گاهی نهــــــانی تا حـــــــریم کبــــریا

ارتبــــاطی خوب و شیرین با خــــدا دارد دل ام


×××××××××××××××××××××××

آغاز 

دوباره خاطــــــــره ها را مرور خواهم کرد

دل خــــزان زده را غرق نور خــــواهم کرد

خــــزان یاس و غم و رنج و نا امیـــــدی را

به لطف عشق و محبـــت به گور خواهم کرد

من از فراز خس و خــــار بی وفــــــایی ها

به یمن بال عطوفت عبــــــــــور خواهم کرد

بهـــــــــــار عشق میـــــان دل ام شکو فا شد

خزان رنج و غم از سینه دور خواهـــــم کرد

دوباره پنجـــــره ها را گشوده می خــــواهم

دوباره زندگی ام غرق نور خواهم کرد                                                                                                                                                                            

/*]]-->
+ نوشته شده توسط زهرا پیشرفت در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 و ساعت |

هجرت آبی

آیا دوباره می رسد آن فرصت آبی

تا در تو گردم محو در یک وسعت آبی

آیا دوباره آن نگاه گرم و رویایی

با چشم هایم می شود هم صحبت آبی

بر بال رویا می کنم پرواز و می گویم

همراه و هم پای توام در هجرت آبی

عشقم همه شور است و لبریز از صفای دل

با کوله باری از صداقت ، حرمت آبی

تو سهم من از زندگی از عشق و امیدی

تو قسمت ام هستی عزیزم قسمت آبی


آئینه

دشت فراخ سینه ات را دوست دارم

جان و دل بی کینه ات را دوست دارم

یک آسمان شوریدگی در دیده داری

چشمان چون آئینه ات را دوست دارم

چشم ات حکایت از غمی دیرینه دارد

من آن غم دیرینه ات را دوست دارم

از آن همه ذکر و مناجات و نیایش

ذکر شب آدینه ات را دوست دارم

من همچو آهویی که می جوید پناهی

دشت فراخ سینه ات را دوست دارم

                                            از کتاب "راز گل سرخ"سروده زهرا پیشرفت

دوستان گرانقدرم

دکلمه غزل آئینه را در صورت تمایل می توانید با ابریشم صدای استاد نعمتی در وبلاگ مثل باران ، مثل بودن در بخش پیوندهای روزانه ایشان استماع بفرمایید
+ نوشته شده توسط زهرا پیشرفت در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت |

تازه یاد گرفتم بدانم.. آدمها گاهی یادشان می رود ...

 وقتی که "دوستت دارم" می گویند...یادشان باشد..

 شاید دلی به امید این حرف... زنده است...

 پس بی دریغ و دروغ بگوییم...

"دوستت دارم"                        " کویر"


آخرین برگ از مجموعه " عاشقانه ها"

چه ساده انگاشتی ام

به سادگیِ ِ چیدن یک گل، نه برای نهادن در تنگی بلورین،

که برای فقط لحظاتی بوییدن.

به سادگی ِانگشت کشیدن بر آینه،نه برای گرد از دلش زدودن؛

که برای به باور رساندن اش که غبار گرفته است.

به سادگی ِ اسارت یک قناری در قفس، نه برای زیبایی اش،

که برای آواز های شور انگیزش.

چه آسان انگاشتی ام

به آسانی ِ شکستن یک لیوان نوشابه ،

و حتی جمع نکردن خرده شیشه هایش.

به آسانی ِ یک شوخی نه چندان با مزه ، فقط برای کمی خندیدن.

به آسانی ِ رها کردن یک پروانه با بال های زخمی در فضا

و احساس لذت از این اوج مهربانی !

تکرار کلیشه ای روزی یکی دو بار "دوستت دارم" آن هم در وقت اضافه

امروز مردی به دیدارم آمده است

با همان تب و تاب دیروز تو

با همان بیقراری ها و بی تابی هایت،

با همان غزل غزل از عشق سرودن هایت.

امروز مردی به دیدارم آمده است؛

که می خواهد میان خرمن گیسوانم شکوفه های مریم بکارد

و مزرعه ی سبز نگاهم رابه آبی ِ آسمان ها پیوند دهد.

خودش می گوید؛ همانطور که تو می گفتی.

امروز مردی به دیدارم آمده است؛

که می خواهد باران عشق را بر من ببارد وهستی را و آرامش را،

مردی به دیدارم آمده است که به دنبال دلی ست زلال چون آب ، شفاف چون آینه و جاری چون باران

مردی به دیدارم آمده است که در خمخانه دل اش جز شراب عشق نمی پرورد.

حودش می گوید ؛ همانطور که تو می گفتی.

صدای اش هم ، چون توست وقتی می خواند : شرابت کجاست؟

در فنجان چشمانش قهوه ایست که می خواهد فال دلم را در آن بگیرد؛ هم رنگ چشمان تو،

مردی به دیدارم آمده است که فکر می کنم می شناسم اش

زمان هایی دور در تو با او آشنا شدم

می خواهم با او پیمان  ببندم.

آرزویی که با تو به انجام نرسید. زودتر از آنچه باورم بود ؛ بودنم بوی ملال گرفت برایت. 

با پاهایی میخکوب ایستاده ام در برابر آینده ای پر از معادلات چند مجهولی.

هیچوقت به این جا رسیده ای آیا

که مثبت در مثبت ، منفی در منفی، مثبت در منفی، منفی در مثبت، همه... همه... و همه منفی بدهند؟

حتی اگر گفتم دیگر دوستت ندارم باور نکن!

+ نوشته شده توسط زهرا پیشرفت در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM